کرم مرطوب کننده آمبرلا مدل انجیر حجم 250 میلی لیتر

کرم مرطوب کننده آمبرلا مدل انجیر حجم 250 میلی لیتر

Umbrella Violet Fig

37 تومن
موجود

نقد و بررسی کرم مرطوب کننده آمبرلا مدل انجیر حجم 250 میلی لیتر

پیدا کردن ارزان ترین قیمت کرم مرطوب کننده آمبرلا مدل انجیر حجم 250 میلی لیتر در میان فروشگاه های اینترنتی ایران، همچین می توانید نقد و بررسی کرم مرطوب کننده آمبرلا مدل انجیر حجم 250 میلی لیتر و مقایسه با سایر محصولات مطالعه کنید، لیست محصولات آمبرلا ارزان در بازار ایران، مقایسه و خرید ارزان کالاهای کرم مرطوب کننده و نرم کننده در بین هزاران فروشنده،

مناسب برای پوست :

 

توضیحات بیشتر :

این کرم مرطوب کننده حاوی ویتامین E می باشد که یک آنتی اکسیدان قوی برای جلوگیری از چین و چروک است. استفاده مداوم از این کرم به باز شدن خطوط پوست کمک می کند و بافت آن را ترمیم می کند. هیالورونیک اسید موجود در این کرم باعث آبرسانی هرچه بیشتر پوست شده و از خشکی آن جلوگیری می‌کند.

درمان :

انواع پوست

مرطوب کننده و آبرسان

خرید ارزان کرم مرطوب کننده آمبرلا مدل انجیر حجم 250 میلی لیتر در بین فروشگاه های اینترنتی و فیزیکی ایران

ناگهان، در کمال تعجب هیزل، در ناحیه سر به سمت چاچا شلیک کرد و بعدش هم با گلوله ای خودش را به قتل رساند. سیانس به زندگی بازگشت، آن هم درحالی که بر سر خدا فریاد می زد. او بلافاصله سیستم های اسپیس بوی را مجدد راه اندازی کرد و به او گفت که اصلا نگران نباشد؛ زیرا او سلاح های هسته ای را به کمک یک دانشمند مرده خنثی کرده است. بعد از این اتفاق، سیانس قبر پوگو را حفر کرد. او در همان زمان از برنامه فایو برای کشتن رئیس جمهور خبردار شد و بلافاصله با اسپیس بوی به سمت او رفتند تا جلوی این برنامه را بگیرند. در قبر پوگو یکی از ماموران کشته شده ی Temp Aeternalis قرار داشت. سیانس از کورنومتر استفاده کرد تا خودش، اسپیس بوی و کرکن را در بعد زمان به گذشته بفرستد.

رومر به محض اینکه این ربات ها را دید، وحشت کرد زیرا دست خودش هم توسط خالق این ربات ها یعنی دکتر ترمینال، در سن خیلی کم خورده شده بود. او شوکه شد و نتوانست کمک خیلی زیادی به برادران خود در جهت نجات دادن کودکان از کارناوال در حال انفجار، بکند. در بخش دیگری از این کارناوال، کرکن در حال کمک کردن بود. هرج و مرج به گونه ای بود که هیچکس متوجه نشد وانیا دوباره برای دیدار با خانواده اش به آن جا آمده است. کرکن با دیدن وانیا حسابی خشمگین شد؛ زیرا بعد از این همه سال پیدایش شده است و خود را نشان می دهد. همین اتفاق باعث شد تا وانیا حسابی ناراحت شود. او بلافاصله به ارکستر وردامتن بازگشت.

برای مدت زمانی، اعضای آکادمی از هم جدا شدند. این شرایط تا زمانی ادامه داشت که رجینالد هارگریوز از دنیا رفت. اسپیس بوی از پایگاه ماه خود این خبر را شنید. او مدت ها پیش رویای خود را برای رفتن به فضا محقق کرده بود؛ اگرچه در طی این فرایند آسیب بسیار زیادی دیده بود. هارگریوز او را نجات داد و سر او را به بدن یک گوریل مریخی پیوند زده بود. اسپیس بوی بعد از شنیدن خبر مرگ هارگریوز به زمین بازگشت تا در مراسم تشییع او حضور داشته باشد. او در عمارت قدیمی خود با رومر برخورد کرد. رومر هم مدت زیادی بود که لباس خود را آویزان کرده بود و یک خانواده را تشکیل داده بود. البته، همسر رومر او را طلاق داده بود و حالا آلیسون احساس گمشدگی داشت.

به محض اینکه آن ها، آن جا را ترک کردند، جهان منفجر شد. ظاهرا سیانس نتوانسته بود سلاح های هسته ای را به خوبی خنثی کند. سیانس همچنین در محاسبه زمان هم دچار اشتباه شد و خودشان را چندین سال زودتر به گذشته برده بود. آن ها که نمی دانستند باید چه کار کنند، به سمت ویتنام رفتند. اسپیس بوی به جنگل رفت تا کمی فکر کند؛ این در حالی بود که کرکن یک جوخه نظامی را تحت نظر خود گرفت. سیانس مقداری پول جمع کرد و یک Televator ساخت. زمان آن رسیده بود که فایو را متوقف کنند. سیانس توانست کرکن و اسپیس بوی را جمع کند و آن ها را به کلاب خود بیاورد. او اصلا دوست نداشت که چنین کلابی را تأسیس کند اما تنها راه برای جمع آوری پول مورد نیاز برای Televator همین کار بود.

ویژگی های اصلی لوثر قدرت و دوام ابرانسانی بود. بعد از یک مأموریت فاجعه بار، سر رجینالد هارگریوز یک سرم گوریل را به لوثر تزریق کرد تا بلکه بتواند به این طریق از مرگ او جلوگیری کند. به همین ترتیب هم مدت کمی بعد از تزریق، او تبدیل به موجودی شد که نیمی انسان و نیمی گوریل بود. بدن او می تواند دربرابر خلاء و سرمای فضا مقاومت کند؛ البته تا زمانی که او کلاه بر سر داشته باشد. او همیشه می تواند در مبارزه ها از مشت خود استفاده کند و قدرت ابرانسانی خود را به کار بگیرد. او بعد از فعالیت خود در گروه آکادمی آمبرلا، به ماه نقل مکان کرد و در Annihilation زندگی خود را ادامه داد. او نشان داده که به نوعی علاقه ای به شماره 3 که همان «The Rumor» است، دارد.

معرفی گروه آکادمی آمبرلا

.

اومدمم لاین جدید ماسینیکس رو بهتون نشون بدم کرمهای مرطوب کننده و ابرسانش ?

اگرچه دنیای فیلم ها و سریال های ابرقهرمانی اکثرا به آثار اقتباس شده از مجموعه مارول یا DC خلاصه می شود، اما سریال The Umbrella Academy (آکادمی آمبرلا) توانست به یکی از آثاری تبدیل شود که نشان دهد حتی اقتباس از مجموعه های غیر مارولی و دی سی نیز می تواند موفق باشد و این سریال به یکی از آثار موفق شبکه نت فلیکس نیز تبدیل شد. پس از استقبال بسیار خوب از فصل اول این سریال ابرقهرمانی و متفاوت که از کمیک های دارک هورس اقتباس شده، عجیب نبود که نتفلیکس خیلی سریع دستور ساخت فصل دوم این سریال را صادر کند و مدتی پیش فصل دوم سریال The Umbrella Academy از این سرویس استریم منتشر شد تا ببینیم موفقیت فصل اول اتفاقی بوده یا سریال قرار است به روند موفق فصل اول ادامه دهد. در ادامه با زومجی نقد فصل دوم سریال The Umbrella Academy و رسیدن به این سؤال که سریال چقدر توانسته موفق کند، همراه باشید.

هرچند در ابتدای سریال یکی از بهترین صحنه های اکشن دو فصل سریال را شاهد بودیم، اما در طول سریال شاهد خلق چندین صحنه اکشن بسیار خوب از جمله هتل سوئیس یا در اواخر سریال و زمان ترور کندی بودیم. فصل دوم سریال The Umbrella Academy درنهایت توانست به اثری تبدیل شود که تقریبا در تمامی موارد بهتر از فصل اول عمل می کند و صد البته به یکی از سرگرم کننده ترین سریال های سال 2020 نیز تبدیل می شود که مانند سریال های استاندارد نتفلیکس، پس از تماشای هر قسمت شما را وادار به تماشای قسمت بعدی می کند و سازندگان سریال در این مورد به مراتب بهتر از فصل اول عمل کرده و حتی باعث می شود تا بیننده بی صبرانه منتظر ادامه اتفاقات سریال و فصل سوم باشد. فصل دوم The Umbrella Academy شاید بی نقص نباشد یا درنهایت بیشتر اتفاقات آن مشابه فصل اول رخ می دهد، اما درنهایت شخصیت مستقلی دارد و نشان می دهد موفقیت فصل اول نه تنها اتفاقی نبوده، بلکه این سریال ابرقهرمانی پتانسیلی فراتر از نمایش آخر الزمان را دارد و می تواند به سمت چیزهایی متفاوت تر و جذاب تری هم برود. در هر حال فصل دوم سریال The Umbrella Academy نکات و سوالات زیادی را نیز مطرح کرده که بهتر است در ابتدا سریال را تماشا کرده باشید و سپس با ادامه نقد همراه شوید.

یادتونه یه پیجی یه پک ابرسان از برند چینی بیواکوا برام فرستادن(بعضی محصولات بیواکوا خوبه بعضیاش مث آبه) تا نظرمو بگم الان وقتشه??? این پک شامل: ✅بافتشون به صورت ژل کرمه و خب آبکی طوره جوریکه اگه ی ذرش و‌ بزاری روی دستت یکم زاویه بندیت اشتباه باشه تمامش میریزه?

فایو هم در همین حین با استفاده از اسلحه هارگریوز به سمت سر وانیا شلیک کرد. البته وانیا پیش از اینکه از هوش بروند، اعلام کرد که این موسیقی هرگز متوقف نمی شود. ماه منفجر شد. سیانس یک قسمت از ماه را که 40 هزار تن وزن داشت، گرفت و دنیا را نجات داد. بعد از این ماجرا، رومر و وانیا هر دو زنده ماندند؛ با این تفاوت که رومر دیگر نمی توانست صحبت کند و وانیا هم دیگر نمی توانست تکان بخورد و کاملا همه چیز را فراموش کرده بود. اعضای آکادمی زمانی که به خانه بازگشتند، متوجه شدند که عمارت آن ها توسط برج ایفل نابود شده است؛ البته هیچکس از رخ دادن این اتفاق ناراحت نشد.

همان طور که در ابتدای متن هم به آن اشاره شده بود، در همان روزی که یک کشتی گیر یک بیگانه فضایی را شکست داد، 47 کودک خاص در سرتاسر دنیا توسط زنان مختلفی به دنیا آمدند. همگی آن ها به جز 7 نفر جان خود را از دست دادند. این هفت کودک هم توسط رجینالد هارگریوز نجات پیدا کردند و بعد هم تحت نظر خود او تربیت شدند تا از قدرت های خود برای نجات دنیا استفاده کنند. این کودکان در سن 10 سالگی برای اولین بار در مقابل مردم ظاهر شدند؛ آن هم زمانی که برج ایفل احساس و درک پیدا کرد و شروع به نابود کردن پاریس کرد. در همین ماجرا رومر بلافاصله مردم را از آن جا دور کرد. آن ها خیلی زود به این نتیجه رسیدند که «ربات زامبی گوستاو آیفل» پشت این حمله قرار دارد.

... اما گذشته با تو نمی گذرد این کرم های آمبرلا تازگیا همه جا دیده میشه و منم ی ماهی میشه خریدشم و ازش استفاده میکنم تا نقدش و براتون بزارم

وانیا غریبه ترین عضو گروه محسوب می شود که فاصله زیادی با دیگر خواهر و برادران خود دارد. در ابتدا، وانیا هیچگونه قدرت خاصی را از خود نشان نداد؛ به جز علاقه خیلی زیادی که به موسیقی داشت. وانیا به خاطر کتابی که نوشته بود، شهرت زیادی به دست آورد؛ کتابی که از تمام جزئیات زندگی خود در آکادمی و تصمیمش برای ترک آن جا را توضیح داده بود. براساس گفته های کانداکتور، رهبر اکستر وردامتن، وانیا قدرتمندترین عضو آکادمی آمبرلا محسوب می شود. مانوکل در اوایل دوران کودکی وانیا، قدرت های او را سرکوب می کرد و به او دارو می داد تا بیشتر از قبل آن ها تحت فشار قرار بگیرند. در پایان این قدرت ها توسط همان کانداکتور آزاد شدند؛ اتفاقی که باعث دیوانه شدن او شد.

اسپیس بوی بلافاصله او را به بیمارستان برد. فایو و کرکن هم که باقی مانده بودند، تلاش کردند تا دربرابر این نوازنده کشنده، مقاومت کنند. در همین لحظه، سیانس به همراه یک نوازنده کودکان، یک آهنگساز و چند تن از اعضای قبیله اوبو سر رسید. آن ها یک موسیقی خاص را اجرا کردند تا بتوانند قطعه آخرالزمان را خنثی کنند. این در حالی بود که سیانس تظاهر کرد که هارگریوز را به خودش منتقل کرده تا بتواند حواس وانیا را پرت کند. او موفق شد که حواس وانیا را پرت کند و در تلاش بود تا حس ناکافی بودن و پشیمانی را به او منتقل کند. سیانس به سایر توضیح داد که فقط داشت نقش بازی می کرد و از انجام آن بسیار خوشحال بود.

اما گفتیم خط داستانی بن اهمیت زیادی دارد. درست شنیدید، بن شاید به کلاوس متصل بوده باشد، اما او نقش مهمی در اتفاقات سریال دارد و نقش وی به مراتب کلیدی تر از نقش کلاوس در فصل دوم سریال بود؛ البته منظور این نیست که کلاوس شخصیت ضعیفی در فصل دوم بود و اتفاقا او یکی از بهترین بخش های سریال را به خود اختصاص داده است، اما بخش هایی از داستان وی می توانست متفاوت تر باشد و بهتر بود خیلی به مسائل حاشیه ای نمیرفت و بیشتر در همان مسیر اصلی باقی میماند. یکی از نکات برجسته فصل دوم سریال The Umbrella Academy روند توسعه شخصیت ها است. لوتر و دیگو به شخصیتی مسئولیت پذیرتر تبدیل شده و حتی شاهد بازی بهتری از بازیگران آن ها نیز هستیم و درواقع شاهد شخصیت پخته تری از آن ها هستیم. درکنار آن زوج آن ها با نامبر فایو نیز به یکی از بهترین بخش های فصل دوم تبدیل شده که چه این زوج در زمان اکشن چه در زمان بخش کمدی بسیار موفق بوده و شاهد شیمی و روابط بهتری بین آن ها هستیم. پر بیراه نیست که بگویم لوتر شخصیت به مراتب بهتری نسبت به فصل اول شده و با اینکه صحنه های کمدی بیشتری هم دارد، اما توانسته به یکی از شخصیت های مهم و برجسته سریال تبدیل شود.

?بافتش اصلا چرب و سنگین نیست وقتی میزنین به پوستتون چربی بجا نمیذاره و حس بدی اصلا نداره؛ امااا بنظرم برای پوستهای خشک قوی نیست

این موضوع در مورد دیگو هم صدق می کند که شخصیت مهمتری در اتفاقات سریال شده و اگر فصل اول یکه تازی نامبر فایو بود، فصل دوم سریال به مثلث این سه شخصیت تبدیل شده است. هرچند باز هم نامبر فایو ستاره اصلی سریال است؛ به خصوص در صحنه های اکشن سریال و حتی با اینکه تنها چند روز بزرگ تر شده، اما رشد شخصیتی خوبی داشته و حتی در اواخر سریال شاهد یکی از بهترین بخش های این شخصیت در طول دو فصل هستیم. در هر حال او کسی است که آخر الزمان را دوباره دیده و او وظیفه دارد تا خانواده اش را برای جلوگیری از اتفاق افتادن آن دوباره دور هم جمع کند که البته کمی این موضوع در اتفاقات سریال کند رخ می دهد و شاید می شد سرعت بیشتری به اینکه نامبر فایو تمامی اعضای خانواده را دور هم جمع کند، داد. البته نباید از وانیا نیز بگذریم که الن پیج بازی بهتری را ارائه داده و صد البته شخصیتش کمی از آن حالت کاملا غمگین و خشک خارج شده و شاهد شخصیت به مراتب بهتری در مقایسه با فصل اول هستیم و حتی می توانیم انتظار داشته باشیم که شاهد تبدیل شدن وی به یکی از شخصیت های مهم تر سریال نیز باشیم؛ اگرچه آلیسون خیلی پیشرفت خاصی در مقایسه با فصل اول نکرده است. درکنار آن شاهد حضور متفاوت رجینالد هارگریوز هستیم که شاید انتظار داشتیم نقش پر رنگ تری را داشته باشد، اما سوالات بیشتری را در مورد این شخصیت مطرح کرد که احتمالا در فصل سوم به آن پاسخ داده می شود. 

به همین ترتیب، فایو و رومر به همراه اعضای Temp Aeternalis پیش رفتند. در همین حین که رومر در حال تحقیق و بررسی بود، هیزل و چاچا در حال شکار بودند. آن ها سیانس را پیدا کردند که بر سر قبر پوگو مست کرده بود و در حالت طبیعی اش نبود. آن ها با یک چوب بیسبال، او را کتک زدند تا بتوانند از او بازجویی کنند. سیانس دیگر گیر افتاده بود زیرا نمی توانست زمانی که کفش دارد، از قدرت هایش استفاده کند؛ هیزل و چاچا هم بلافاصله به او کفش پوشاندند. او توانست خود اثیری خود را ازطریق تلویزیون منتقل کند تا به این طریق به اسپیس بوی اعلام کند که نیاز به کمک دارد. اسپیس بوی بلافاصله به سراغ سیانس رفت تا او را نجات دهد اما دیگر دیر شده بود.

شماره چهار/سیانس یا همان کلاوس هارگریوز: شماره هفت/ویولن سفید یا همان وانیا هارگریوز:

شماره شش توانایی این را دارد که هیولاها از ابعاد مختلف را در زیر پوست خود داشته باشد. او جان خود را از دست داده است اما هیچ اطلاعاتی از مرگ او در دست نیست. خیلی از طرفداران بر این باور هستند که هیولاهایی که در درون بن بودند، او را کشته اند؛ البته باور دیگری هم که وجود دارد این است که او در یکی از مأموریت ها کشته شده است. یک مجسمه یادبود از او در مقابل آکادمی ساخته شده است. با اینکه او اصلا پیش از آغاز مجموعه جان خود را از دست داده، اما همیشه به عنوان یکی از اعضای تیم آمبرلا اکدمی به تصویر کشیده می شود. او به عنوان همان مجسمه، در تصاویر مختلف یا به همراه کلاوس دیده می شود.

عکسم وورق بزنید بافتش و ببینید .

در طی چند هفته بعد از اینکه نقشه های وانیا خنثی شد، اعضای آکادمی تا حد زیادی تغییر کردند و به طور کلی همه چیز تغییر کرد. رومر بسیار تلخ و بداخلاق شده بود و اسپیس بوی هم اصلا تلویزیون را ترک نمی کرد و حسابی چاق شده بود. سیانس تبدیل به یک سلبریتی شد و فایو هم با یک مشکل جدی دست وپنجه نرم می کرد. دراین میان فقط کرکن بود که به همان شکل سابق باقی ماند. در این برهه زمانی، چندین عضو از گروه Temps Aeternalis تلاش کردند تا فایو را به قتل برسانند. او توانست به راحتی آن ها را شکست دهد اما پیش از اینکه بتواند کامل از دست آن ها راحت شود، آن ها درخواست نیروی کمک کردند... «هیزل» و «چاچا».

شماره سه/رومر یا همان آلیسون هارگریوز: امروز ?کرم آتودرم بایودرما?رو انتخاب کردم که براتون راجع بهش بنویسم:

فصل اول سریال The Umbrella Academy با یک کلیف هنگر به پایان رسید که در آن نامبر فایو با تمامی خواهر و برادرانش برای متوقف کردن آخر الزمان به گذشته سفر کرد و اتفاقات فصل دوم سریال آکادمی آمبرلا در اوایل دهه 60 میلادی جریان دارد. قبلا در تریلر و نمایش های فصل دوم دیده بودیم که آخر الزمان با اعضای خانواده هارگریوز به دهه 60 آمده و قرار است شاهد یک آخر الزمان اتمی باشیم و نامبر فایو تنها 10 روز فرصت دارد تا جلوی آن را بگیرد. در همان ابتدای فصل دوم متوجه می شویم که نامبر فایو نتوانسته تمامی اعضای خانواده را در یک زمان از پورتال خارج کند و هر یک در یک زمان متفاوت خارج شده اند و همین موضوع باعث جدایی بین اعضا شده و هر یک فکر کنند تنها فرد خارج شده از آخر الزمان هستند. این جدایی باعث شده تا هر یک از اعضای خانواده با مشکل متفاوتی مواجه شده و همچنین تلاش کنند تا با دیگر مشکلات خود مواجه شوند و درواقع زندگی جدیدی برای خود ایجاد کنند.

بلوبریش بوی خیلی خوبی داره در واقع میشه گفت عطریه و شدیدا دستم رو نرم میکنه ??

ی نکته ای و بگم اونم اینکه کرم هایی ک حاوی هیالورونیک اسید رو حتما روی پوست نم دار بزنید

زمانی که فایو این موضوع را متوجه شد، اعلام کرد که کار همه آن ها ساخته است. رومر که متوجه رفتارهای عجیب فایو شده بود، مدام به این فکر می کرد که چه بلایی سر او آمده است و او چه کار می کند. به همین ترتیب هم رد برادر خود را زد و کاری کرد تا او مجبور شود که داستان را به صورت کامل برای او تعریف کند. زمانی که فایو در تلاش بود تا به گذشته بازگردد، توسط Temps Aeternalis دستگیر شده بود. آن ها در او تغییراتی به وجود آورده بودند، دی ان ای او را با قاتلان معروف ترکیب کردند و او را آموزش دادند. سرانجام فایو توانست از دست آن ها فرار کند و به زمان گذشته یا همان حال بازگردد. اما حالا آن ها به دنبال او آمدند تا او را شکار کنند.

شماره یک/اسپیس بوی یا همان لوثر هارگریوز:

آقای پوگو اینگونه اعلام کرده که او از همان زمان نوجوانی، در حال استفاده از مواد مخدر بوده است. در خط داستانی رویداد Dallas، کلاوس در حالی دیده شد که یک کودک ویتنامی در اختیار داشت؛ کودکی که در کمال تعجب و شگفتی لوثر، مشخص شد که خود او است. او پیش از اینکه سوار آسانسور شود، این کودک را به یک زن مسن تحویل داد و برای محافظت از این کودک تشکر کرد. این زن هم در مقابل اعلام کرد: «جایی که شما می روید، برای بچه ها مناسب نیست. اینجا برای این کودک امن تر است». کلاوس پیش از اینکه برود، از این زن معذرت خواهی کرد و گفت: «برای اتفاقی که برای مادر این کودک افتاده، واقعا متاسفم».

رجینالد هارگریوز یک موجود فرازمینی بود که خودش را به شکل یک کارآفرین ثروتمند و دانشمندی بسیار مشهور نشان می داد. این گروه به عنوان یک «خانواده عجیب و غریب از ابرقهرمانان» توصیف شده است. در خط داستانی رویداد Apocalypse Suite که این تیم منحل شد و اعضای آن دیگر هیچ ارتباطی با هم نداشتند؛ تا اینکه با خبر مرگ پدر ناتنی خود روبه رو شدند. زمانی که یکی از اعضای خودشان تبدیل به یک ابرشرور شد، آن ها دور هم جمع شدند تا فکری به حال این وضعیت بکنند.

(تونر،فوم شست و شو+کرم مرطوب کننده کلاژن ساز+سی سی کرم+لوسیون مرطوب کننده)

همچنین نباید از سه برادر سوئدی گذشت که درواقع نقش هیزل و چاچا در فصل اول را بر عهده داشتند، اما از شخصیت های خوب فصل دوم بودند که شاید می شد پرداخت بیشتر و بهتری نیز داشته باشند. از بحث شخصیت ها فاصله بگیریم، در فصل دوم سریال The Umbrella Academy شاهد صحنه های کمدی خلاقانه تری نسبت به فصل اول هستیم که یک نمونه آن صحنه ای بود که لوتر و دیگو پیام برادران سوئدی را اشتباه خوانده و به اشتباه در حال جست وجو بودند که یکی از بهترین صحنه های کمدی فصل دوم را رقم زده بود. بااین حال، صحنه های کمدی تاثیر منفی روی بخش اکشن یا درام سریال نگذاشته و درواقع هر زمان سریال به آن نیاز داشته باشد، به سراغ آن می رود و درواقع صحنه های کمدی مخصوص به خود را دارد که هرگز به محتوای سریال ضربه نمی زند. همچنین صحنه های اکشن سریال با اینکه دوباره بیشتر روی شخصیت نامبر فایو تمرکز دارد، اما باز هم از بخش های خوب سریال است و شاهد بهبود آن نسبت به فصل اول هستیم که جای امیدواری است باتوجه به اتفاقات فصل دوم، در فصل سوم مابقی شخصیت ها نقش پر رنگ تری را داشته باشند.

بعد از پایان یافتن این ماجراها، رومر، سیانس، اسپیس بوی و کرکن به خانه بازگشتند. بوی توانست عینک مخصوص هارگریوز را پیدا کند؛ عینکی که به او اجازه می داد تا همه چیز را آنطور که واقعا هستند، ببیند. او بعد از مدتی استفاده از این عینک، به خاطر فشار زیاد، از حال رفت. درحالی که سایر اعضای آکادمی در حال بازگشت به خانه بودند، کانداکتور در حال باز و آزاد کردن قدرت های وانیا بود. این قدرت ها، چیزهایی بودند که هارگریوز هیچوقت در رابطه با آن ها به وانیا نگفته بود زیرا قدرت های بسیار خطرناکی بودند. وانیا که به خاطر درد بسیار زیاد قدرت خود دیوانه شده بود، کانداکتور را به وسیله یک نوت به قتل رساند؛ بعد هم به سمت عمارت آکادمی آمبرلا حمله کرد.

_اما سی سی کرم: راستش ازش خوشم نیومد بدون تعارف تست رنگ غیرطبیعی داشت و من نتونستم تستش کنم ?

آلیسون به عنوان یک فرد خودشیفته توصیف شده است و توانایی این را دارد که با دروغ گفتن، واقعیت را دستکاری کند و تغییر دهد. در نسخه اقتباسی شبکه نتفلیکس، او از عبارت «من یک شایعه شنیدم...» استفاده می کند تا تاثیر توانایی خود را فعال کند. آلیسون بعد از فعالیتش در گروه آکادمی آمبرلا با نامزد خود پاتریک ازدواج می کند و یک دختر هم به نام کلیر دارد. از آنجایی که این دو نفر از هم جدا شده اند، پاتریک توانسته حضانت کامل کلیر را به دست بیاورد؛ آن هم به خاطر اینکه آلیسون از قدرت خود روی دخترشان استفاده می کرد. در نسخه اقتباسی نتفلیکس، او از قدرت های خود استفاده کرده تا بعد از ترک گروه، تبدیل به یک بازیگر بسیار موفق شود.

ترکیباتش جوریه ک هم ابرسانه هم مرطوب کننده و حاوی مقدار زیادی هیالورونیک اسیده _اگ قصد خرید این پک و داشتین شما هزینه چنتا قلم بالا رو میدین و احتمالا سی سی کرم ب کارتون نیاد _مرطوب کننده روز و ضدپیری برند که مناسب پوست های خیلی خشک و دهیدراتس (بافتش غلیظه اما چرب نیس ) در حد خودش اوکیه _کارش ک آبرسانی پوسته حاوی هیالورونیک اسیده و مناسب انواع پوست طبق ادعای خودش درست عمل کرده و پوست بعدش کلی لطیف میشه یه جور پوست سفت میشه و شفاف و امتیاز خوبی توپک داشت مرطوب کننده عالی و به صرفه کرم آتودرم بایودرما Mon Dieu! نقد ی کرم مرطوب کننده و آبرسان و داریم

البته پیش از همه اسپیس بوی به این موضوع شک کرده بود. کرکن خیلی زود گوستاو را به وسیله یک چاقو به قتل رساند؛ به همین ترتیب چاقو تبدیل به اسلحه اصلی او شد. همین اتفاق باعث شد تا برج به سمت فضا پرتاب شود. در همین دوران بود که اسپیس بوی برای هارگریوز توضیح داد که دوست دارد یک روز به فضا برود. بعدها، رئیس جمهور کندی از اعضای آکادمی درخواست کمک کرد تا یادبود لینکلن را که شورش به راه انداخته بود، متوقف کنند. رجینالد هارگریوز موافقت کرد و قرار بود که در مقابل موشک های هسته ای بگیرد. سرانجام این بنای تاریخی توسط یک جان ویلکس بوث غول پیکر که توسط رومر به زندگی آورده شده بود، نابود شد.

در هرحال نامبر فایو در مرگ والیدنش نیز نقش داشته ممکن است هنوز به دنبال گرفتن انتقام باشد و انگیزه کمی برای تبدیل شدن به شخصیت شرور سریال نیست. سؤال بعدی در مورد بن هارگریوز است که نه تنها باعث جلوگیری از آخر الزمان جدید شد، بلکه شاهد آن بودیم که ناپدید شد و درواقع نمی دانیم که چه اتفاقی برای بن افتاد و آیا شاهد بازگشت وی به این شکل و شمایل خواهیم بود یا او واقعا به دنیای دیگری رفته است. قبل از اینکه کلیف هنگر پایان فصل دوم برسیم، شخصیت رجینالد هارگریوز در سریال حضور خیلی پر رنگی نداشت، اما بسیار حضور جنجالی داشت. اگرچه متوجه شدیم رجینالد باعث ترور کندی نشده، اما بدون تاثیر نیز نبوده است. بااین حال، ظاهرا رجینالد یک انسان نیست و احتمالا یک فضایی است. در این مورد مطمئن نیستیم و سریال نیز به درستی آن را نمایش نداد، اما او تمامی افرادی هم گروهش را که در ترور کندی نقش داشتند را به قتل رساند و حالا این نظریه مطرح شده که آیا او در تولد فرزندانی با قدرت های فرابشری نقش داشته است یا این تولدها اتفاقی بوده است. نظریه ای که البته نمی توان خیلی راحت از کنارش گذشت و اگر رجینالد یک فرد فضایی باشد این نظریه می تواند تقویت شود.

کلاوس بعد از اینکه محل دقیق پول پنهان و مخزن هروئین این باند را پیدا کرد، به شهر بازگشت؛ اما خیلی زود در یک خانه متروکه اوردوز کرد. البته او توسط روح برادرش، بن (ملقب به هارر)، که مدت ها قبل مرده بود، نجات پیدا کرد و به یک بیمارستان رسید. بن به کلاوس اخطار داد که تهدید جدیدی در حال آمدن است.

پیش از مراسم تشییع، یک مهمان ناخوانده و ناگهانی سر رسید: شماره پنج یا همان بوی که از آینده آمده بود. او همچنان 10 سال سن داشت؛ آن هم بعد از 60 سال تلاش برای اینکه بفهمد چطور می تواند دوباره به گذشته بازگردد. قرار بود که در آینده ای نزدیک یک آخرالزمان رخ دهد و فایو قصد داشت که آن را متوقف کند. بااین حال، هنوز هم مراسم تشییع باید برگزار می شد و همه چیز به بعد از آن موکول شد. در همین حین بود که وانیا هارگریوز یک دعوت نامه برای یک اجرا پیدا کرد. او به تئاتر ایکاروس رفت و در آن جا با کانداکتور برخورد کرد. کانداکتور در رابطه با برنامه های خود گفت که قصد داشت دنیا را با موسیقی ای که نوشته بود، نابود کند.

_از تونرش شروع میکنم که بهترین محصول موجود توی پکه ?

گروه آمبرلا اکدمی از هفت کودک «ویژه» تشکیل شده است. این کودکان خاص به صورت تصادفی در سرتاسر دنیا و توسط مادرانی متولد شده اند که هیچگونه نشانه و علامتی از باردار بودند نداشتند. در اواسط قرن 20، در یک لحظه بسیار خاص و ناگهانی، 43 نوزاد که دارای قدرت های ابرانسانی بودند، به طور غیرقابل توضیحی متولد شدند. افرادی که این کودکان را به دنیا آوردند، هیچ ارتباطی با هم نداشتند و هیچ علامتی از بارداری هم در آن ها مشاهده نشده بود. این هفت کودک توسط رجینالد هارگریوز که با نام «Monocle» شناخته می شد، بزرگ و تربیت شدند و تنها یک هدف واحد داشتند؛ آن هم محافظت و دفاع از دنیا دربرابر یک تهدیدی که هیچوقت نامی از آن نبرده است.

رومر یک بار جان خود را از دست داد. اعضای آکادمی، بدن او را در یک کوچه پیدا کردند که از وسط نصف شده بود. سیانس از طرف ارتباط های روانی تایید کرد که این بدن به رومر تعلق دارد. اعضای آکادمی که اصلا نمی دانستند چه اتفاقی در حال رخ دادن است، این پرونده را رها کردند تا به سراغ یک مار دریایی بروند و او را متوقف کنند. این مار دریایی از اینکه عروسک هایی شبیه به او ساخته شده بود، بسیار ناراحت بود. اما این پایان رومر مرده محسوب نمی شد؛ زیرا یک شرور به نام «مردر مجیشن» در یک برنامه تلویزیونی ظاهر شد و اعلام کرد که خودش مسبب مرگ رومر است. به همین ترتیب، اعضای آکادمی خیلی زود خودشان را به آن جا رساندند، او را متوقف کردند، ربات قاتل او را از بین بردند و دستیار او را هم به قتل رساندند. در همین لحظه، اسپیس بوی توضیح داد که حقیقت ماجرا چه بوده است: رومر برای اینکه از وظیفه گشت زنی راحت شود، اعلام کرد که در کتابخانه مشغول مطالعه است. از آنجایی که تمام حرف های او واقعی بود، یک رومر کپی شده در کتابخانه حضور داشت. این نسخه کپی توسط مردر مجیشن دستگیر و به قتل رسید.

وانیا و کرکن زمانی که تنها نوجوان بودند، در یک گروه به نام Primm-8s عضو شدند. کرکن درست مانند همیشه، خیلی زود عصبانی می شد و به صورت مداوم خود را در دردسر می انداخت. هارگریوز درخواست کرد که این گروه منحل شود اما وانیا و کرکن از انجام این کار امتناع کردند. آن ها تصمیم گرفتند که برای آخرین بار روی صحنه بروند و اجرا کنند... اما کرکن هیچوقت پیدایش نشد. او به یک مأموریت رفت تا درکنار خواهر و برادران خود با جرم و جنایت مبارزه کند. بعد از این اتفاق، وانیا کشور را با ناراحتی بسیار زیاد ترک کرد و دوست داشت «هرجایی باشد جز اینجا».

مانوکل یا همان سر رجینالد هارگریوز: اگه تجربه ی استفاده از این محصول و دارید تجربتون و بگید? ادامه قطعه آخرالزمان:

کل این گفت وگو به زبان ویتنامی بود و نشان می داد که کلاوس در طی آن سه سالی که کلابی به نام Spookies را اداره می کرد، این زبان را آموخته بود. کلاوس بعد از اینکه به زمان حال بازگشت، خانواده خود را رها کرد و کار کردن با Mothers of Agony را آغاز کرد؛ یک باند دوچرخه سوار محلی و شیطانی که در عوض همکاری کردن، انواع و اقسام مواد مخدر را به او می دادند. این مواد مخدر به او اجازه می داد که با مرده ها صحبت کند و خریداران ثروتمند را فریب دهد. البته او بعد از گذشت مدتی به این گروه خیانت کرد و باعث شد که آن ها با یک زن بیوه ثروتمند درگیر شوند؛ کسی که ناامیدانه به دنبال ثروت مدفون همسرش بود.

براساس چیزهایی که خود رجینالد هارگریوز گفته، دیگو عضو بی پروا و یاغی این گروه محسوب می شود. او بارها و بارها استعداد قوی خود را در زمینه پرتاب چاقو و مبارزه نزدیک و تن به تن نشان داده است (زیرا او می تواند جهت اشیاء پرتاب شده را در میان زمین و هوا تغییر دهد). به وضوح عنوان شده که او و لوثر یک رقابت بزرگ دارند. دیگو اغلب اوقات دوست ندارد که از لوثر دستور بگیرد و آن ها مدام سر این موضوع با هم درگیر هستند. دیگو در سنین نوجوانی، در یک گروه پانک راک به نام Prime 8's حضور داشت و به عنوان بیسیست گروه فعالیت می کرد. درکنار او، «بادی» نقش درامر (دستیار بازرس لوپو) و وانیا هارگریوز یا همان شماره هفت نقش گیتاریست و رهبر گروه را برعهده داشت.

✅اصلاااا چرب نیست

به طور مثال لوتر به یک بادیگارد تبدیل شده که هر از گاهی در مسابقات مشت زنی و شرکت می کند تا رئیس وی در شرط بندی برنده شود و آلیسون به فعال حقوق مدنی تبدیل شده که باتوجه به زمان اتفاقات فصل دوم و اینکه این دوره اوج این اتفاقات بوده، رفتن به این سمت خیلی عجیب و غیر منتظره نبود. درکنار آن کلاوس باعث ایجاد یک گروه کالت می شود و وانیا هم در یک مزرعه درکنار یک زوج زندگی می کند و ظاهرا همه چیز را فراموش کرده است. همچنین دیگو هم هنوز نتوانسته با داستان قهرمان بودن و اینکه او نباید احساس کند که وظیفه دارد تا همه را نجات دهد، کنار بیاید و اکنون در تیمارستان بستری شده است و خب نامبر فایو هم در روز آخر الزمان جدید وارد می شود و این شروع فصل دوم سریال است. اگرچه همین ابتدا هم می توان یکی از مشکلات فصل دوم را متوجه شد و آن هم این است که روند اتفاقات فصل دوم درواقع شباهت زیادی به فصل اول دارد، اما تفاوت های چشمگیری نیز دارد که باعث شده تا صرفا یک کپی از فصل اول نباشد و درنهایت راه متفاوتی را طی کند که این موضوع در پایان بندی آن کاملا قابل مشاهده است و درواقع پایان سریال کاملا از فصل اول تفاوت دارد.

او با استفاده از تنها یک نوت، مجسمه هارر مرحوک را به دو نیم تقسیم کرد. با یک نوت دیگر، پوگو را به قتل رساند. بعد آن ها را ترک کرد و با دعوت از اعضای تیم خواست تا در رسیتال او را ملاقات کنند. هیچ زمانی برای استراحت کردن وجود نداشت. اسپیس بوی بلافاصله به گشت رفت. مدت زیادی طول نکشید که کرکن، رومر، اسپیس بوی، فایو و سیانس خود را آماده کردند تا با وانیا روبه رو شوند و او را متوقف کنند. آن ها سیانس را به یک مأموریت خاص فرستادند و خودشان به سمت سالن ایکاروس رفتند. کرکن از قبل به آن جا رسیده بود. پیش از اینکه رومر بتواند مبارزه خود را آغاز کند، وانیا که حالا تبدیل به ویولن سفید شده بود، با یک نوت گلوی او را برید.

.

او در همین زمان یاد گرفت که چطور می تواند «پرش های خیلی کوچک» در بعد زمان داشته باشد. همین توانایی به او اجازه می داد تا سریع تر از چیزی که چشم انسان قادر به دیدن آن است، حرکت کند. در نسخه اقتباسی نتفلیکس، فایو یک قدرت دیگر هم دارد که می تواند تله پورت کند و هیچوقت آن «پرش های خیلی کوچک» را نیاموخته است. او به عنوان «قاتل حرفه ای» به حساب می آید. زیرا در گذشته، دی ان ای بهترین قاتلان تاریخ با او ادغام شده بود. او توانایی این را دارد که در صورت تصمیم گیری، 100٪ فرد مورد نظر خود را به قتل برساند. در خط داستانی رویداد Dallas اینگونه اعلام شد که فایو و اسپیس بوی، برادران دو قلو هستند. شماره پنج یا همان بوی، اولین بار در قسمت 2 سری کتاب کمیک The Umbrella Academy: The Apocalypse Suite ظاهر شد.

سیانس فرزند خود را به همسر ویتنامی اش داد و عینک خود را هم در اختیار او قرار داد. بعد اسپیس بوی، کرکن و سیانس به دالاس رفتند. آن ها کمی دیر به ماجرا رسیدند. آن ها توانستند فایو را از فریب دادن ماموران Temps Aeternalis نجات دهند. اما رومر (کسی که خودش را به شکل خانم کندی درآورده بود)، کندی را در اختیار داشت و قرار بود که سر او منفجر شود. البته همین اتفاق هم رخ داد. اعضای گروه به زمان حال بازگشتند. اسپیس بوی از اینکه فهمیده بود رومر حاضر است برای نجات او دست به کشتن افراد هم بزند، حسابی خشمگین شده بود. اما زمانی که بازگشتند... همه چیز دقیقا شبیه به قبل بود؛ به جز اینکه همه جا منفجر نشده بود.

قدرت های سیانس این است که او می تواند با مرده ها صحبت کند، خودش را به عنوان کانالی بین مرده ها و زنده ها قرار دهد، افراد را تسخیر کند، ناخودآگاه خود را ازطریق امواج هوایی پخش کند (این توانایی به او اجازه می دهد که ازطریق تلویزیون ها ارتباط برقرار کند) و دورجنبی انجام دهد. در نسخه اقتباسی نتفلیکس، او همچنین قدرت تخلیه را هم دارد. او می توانست روح ها را جسمانی کند و کاری انجام دهد که آن ها بتوانند توسط دیگران دیده شوند و با اشیائی که در اطرافشان قرار دارند، ارتباط برقرار کنند. در میان قدرت های کمیکی، فقط توانایی صحبت کردن با افراد مرده در نسخه اقتباسی نتفلیکس وجود دارد؛ هرچند که او برای انجام این کار اصلا نیازی به یک ویجا ندارد.

فصل دوم سریال The Umbrella Academy نه تنها به سوالات و تئوری های زیادی پاسخ داده، بلکه سوالات و تئوری های بیشتری را نیز مطرح کرده است. اول از همه بدون شک شخصیت لایلا را داریم که نشان می دهد اعضای خانواده هارگرویز تنها بچه های دارای قدرتی نبودند که در تاریخ 1 اکتبر 1989 به دنیا آمده اند و لایلا یکی دیگر از این شخصیت ها بود که البته رجینالد آن را به سرپرستی نگرفته و هندلر با قاتل والدین لایلا، او را در اختیار گرفته بود. اگرچه اکنون می دانیم اشخاص بیشتری در دنیا با قدرت وجود دارند، اما سؤال این است نقش لایلا در آینده سریال چیست و اینکه آیا شاهد حضور افراد بیشتری در سریال نیز خواهیم بود که با این 8 نفر در یک روز به دنیا آمده بودند مشخصا این سوالی است که در فصل سوم می توانیم منتظر جوابش باشیم و باید دید لایلا تبدیل به یک شخصیت شرور می شود یا قرار است با خانواده آمبرلا آکادمی همکاری کند که البته باتوجه به پایان بندی فصل دوم فعلا خیلی نمی توان با اطمینان به آن جواب داد.

نقد فصل دوم سریال The Umbrella Academy - آکادمی آمبرلا

عجیب نیست که بگویم می توانیم از فصل دوم سریال The Umbrella Academy به عنوان نسخه بهتر فصل اول یاد کنیم، اما تفاوت های آن باعث شده تا این جمله کاملا درست نباشد. اولین بخش سریال این است که هر شخصیت با مشکلات واقعی تری حداقل مواجه شده اند و سریال توانسته به خوبی از فرصت هایی که در دهه 60 میلادی وجود دارد استفاده کند. این موضوع شامل نمایش فضای این دهه گرفته تا مشکلات نژاد پرستی و حقوق رنگین پوستان تا ترور جان اف. کندی، رئیس جمهور آمریکا می شود و با اینکه سریال درواقع بیشتر تلاش کرده تا در مسیر خط داستانی خودش باقی بماند، اما در برخی از مواقع این احساس می شد که سریال میتوانست از برخی از قضایا رد شود و حتی شاهد کاهش تعداد قسمت ها نیز باشیم؛ مشکلی که البته فصل اول هم داشت و در فصل دوم البته خیلی کمرنگ تر شده است و روند و سرعت اتفاقات نسبت به قبل سرعت بیشتری به خود گرفته است. بااین حال، هر خط داستانی شخصیت ها در داستان سریال از اهمیت ویژه ای برخودار هستند، اما درنهایت این واقعیت است که خط داستانی آلیسون یا کلاوس یا وانیا خیلی شخصی بوده و در مقابل خط داستانی نامبر فایو، لوتر و دیگو یا حتی بن به مراتب از اهمیت بیشتری برخودار هستند. این به معنای کم اهمیت بودن خط داستانی هر شخصیت نیست، اما در هرحال هدف سریال جلوگیری از آخر الزمان جدید است و خط داستانی مابقی شخصیت ها بیشتر در این مسیر قرار دارد و همین موضوع باعث شده تا جذابیت بیشتری هم داشته باشند.

زمانی که آن ها در حال صحبت کردن بودند، فایو توجه اش به سمت یک توله سگ در یک فروشگاه حیوانات خانگی جلب شد و آن را خرید. زمانی که فایو و رومر در حال خوردن ناهار بودند، فرمانده فایو خود را به آن ها رساند. او یک ماهی قرمز بسیار باهوش بود. قرار بر این بود که اگر فایو رئیس جمهور کندی را به قتل نرساند، باید با عواقب آن هم روبه رو شود... Temps Aeternalis، مادر فایو را پیش از اینکه او به دنیا بیاید، دستگیر و زندانی کرده بودند. آن ها همچنین رومر را هم به وسط این ماجرا کشاندند... زیرا مادر فایو، مادر اسپیس بوی هم محسوب می شد. همان طور که بالاتر هم گفته شد، آن ها دو قلو محسوب می شدند.

شماره پنج/بوی یا همان فایو هارگریوز:

بعد از سری دوم، یک وقفه 10 ساله اتفاق افتاد و مجموعه بعدی در سال 2018 و با نام The Umbrella Academy: Hotel Oblivion در اختیار مخاطبان و خوانندگان این گروه قرار گرفت؛ این مجموعه در تاریخ 3 اکتبر 2018 تا 12 ژوئن 2019 منتشر شد. از آنجایی که طرفداران زیادی جذب این گروه و کتاب های کمیک آن ها شدند، یک مجموعه کتاب کمیک دیگر هم در دست تولید قرار گرفت که براساس برنامه ریزی ها در سال 2020 منتشر خواهد شد. به خاطر محبوبیت زیاد، در تاریخ 15 فوریه 2019، بک سریال تلویزیونی هم براساس کتاب های کمیک این گروه ساخته شد که در شبکه نتفلیکس به نمایش درآمد. در ماه ژوئن سال 2019، شرکت دارک هورس کامیکس اعلام کرد که قصد دارند با شرکت Studio71 برای ساخت یک بازی کارتی براساس گروه آکادمی آمبرلا همکاری کنند؛ شرکتی که ساخت The Binding of Isaac: Four Souls و Joking Hazard را در رزومه کاری خود دارد.

همتون محصولات بایودرما رو میشناسین چون جزو محصولات با کیفیت با قیمت معقول محسوب میشن و دسترسی بهشون هم آسونه.

شماره پنج هم مانند سایر یک اسم داشت اما آنقدر این اسم به زبان نیامد که همه آن را فراموش کردند؛ حتی خودش هم دیگر آن را به یاد نداشت. فایو در 10 سالگی (یا در نسخه نتفلیکسی، 13 سالگی) به خاطر قدرت خودش در زمینه سفر در زمان، ناپدید شد تا به آینده فرار کند. سر رجینالد همیشه به او اخطار می داد که «ممکن است هیچوقت نتواند بازگردد». همین اتفاق هم رخ داد و 45 سال طول کشید که او بالاخره متوجه شود که چطور می تواند بازگردد. او در طی مدت زمانی که در آخرالزمان پشت سر گذاشته بود، به صورت عادی پیر شد. اما درست زمانی که به گذشته یا همان زمان حال بازگشت، آن ظاهر معمولی خود، همان چیزی که پیش از ناپدید شدن داشت، به دست آورد.

دکترها به این موضوع اشاره کردند که او بالاخره این دوران را پشت سر می گذارد و بهبود پیدا می کند اما هرگز دیگر نمی تواند ویولن بزند. در طی رویداد Dallas نشان داده شد که وانیا تحت مراقبت خواهر و برادران خود در پناهگاه زیر عمارت قرار دارد؛ آن هم درحالی که تا حدودی فراموشی گرفته بود و از صندلی چرخ دار استفاده می کرد. در خط داستانی رویداد Hotel Oblivion، وانیا به مربیگری آلیسون، فیزیوتراپی های مربوط را انجام داد تا دوباره بتواند قدرت بدنش را برگرداند. او نسبت به بهبودی خودش تردید داشت و مدام با آلیسون به خاطر حمایت هایش درگیر بود؛ احتمالا از این اتفاق عذاب وجدان داشت. سرانجام، مادر مخفیانه وانیا را از پناهگاه بیرون برد و نشان داد که بیشتر از آن چیزی که هارگریوز متوجه شده بود، از آکادمی وجود دارد. او، وانیا را به یک تیم دیگر از خواهران و برادران ابرقدرت معرفی کرد که ظاهرا تحت نظر خودش حمایت می شدند.

_فوم:شایدخیلیاتون فوم هارو یه جور دیگ تو تصورتون دارید اما بافت این فوم براق و کرمیه که وقتی بااب برخورد میکنه شروع ب کف کردن میکنه پاک کنندگیش خوبه اما پوست بعدش یکم خشک میشه ?? _لوشن این برند هم بعد از تونر جز محصولات خوبش بود ? ☑️فاقد عطره که خیلی ویژگی خوبیه کرم فاقد عطر معمولا کم پیدا میشه؛ شماره دو/کرکن یا همان دیگو هارگریوز: که خوب من فقط یدونش باز کردم بقیش گذاشتم بهتون جایزه بدم ?

۲۵۰‌میله و‌ قیمتش ۳۲ ک از داروخونه ها و‌ فروشگاهای ارایشی میتونید بگیرید

دکتر رجینالد هارگریوز، هفت کودک خاص را تحت سرپرستی خودش گرفت و گروه آکادمی آمبرلا را تشکیل داد. آمبرلا اکدمی یک سری کتاب کمیک آمریکایی محسوب می شود که داستان آن به قلم جرارد وی و تصاویر آن هم توسط گابریل با طراحی شده است. اولین مجموعه محدود که 6 قسمت هم بیشتر نداشت، توسط شرکت دارک هورس کامیکس با نام The Umbrella Academy: Apocalypse Suite و در تاریخ 14 سپتامبر 2007 تا 20 فوریه 2008 منتشر شد. همین مجموعه 6 قسمتی توانست در سال 2008 جایزه آیزنر را در بخش بهترین مجموعه محدود دریافت کند. بعد از آن، بلافاصله در همان سال 2008، مجموعه دوم با نام The Umbrella Academy: Dallas منتشر شد.

‏?اگه این روزا براثر شستشو زیاد و مصرف الکل پوست دستاتون خشک شده این کرم خیلی مناسبتونه، این کرم توی حجمای مختلف از کوچیک به بزرگ عرضه میشه این سایزی که من دارم 200میل هست و میدونم سایز 500میل هم داره. من چندماه پیش 120 تومن خریدمش الان از قیمت دقیقش اطلاعی ندارم اما خیلی به صرفه ست چون حجمش سه برابر مرطوب کننده های دیگست.

او فقط نیاز داشت که وانیا این موسیقی را بنوازد. وانیا که از این موضوع منزجر شده بود، آن جا را ترک کرد. درست همانند بیشتر رویدادهای خانوادگی، مراسم تشییع هم با یک درگیری بین کرکن و اسپیس بوی به پایان رسید. این بار اسپیس بوی قصد داشت که برای همیشه کار کرکن را به پایان برساند. تنها یک آتش در افق بود که آن ها را متوقف کرد و کرکن هم بلافاصله از آن جا رفت. به همین ترتیب اسپیس بوی، رومر و سیانس رفتند تا درباره این پرونده تحقیق کنند. چندین Terminaut در حال نابود کردن یک کارناوال بودند. آن ها طوری برنامه نویسی شده بودند که به محض اینکه آکادمی آمبرلا دوباره کنار هم جمع شدند و گروه را تشکیل دادند، حمله خود را آغاز کنند.

همچنین آن ها دیگر آکادمی آمبرلا نیز نام ندارند و نام آن ها به آکادمی اسپارو تغییر کرده است و این درواقع ممکن است اشاره ای به شخصیت رجینالد داشته باشد؛ شخصیتی که اکنون بسیار مرموز شده و خیلی از هویت واقعی آن خبر نداریم. هرچند برخی معتقد هستند که اسپارو شاید به خود شخصیت بن ارتباط داشته باشد، اما در حال حاضر خیلی اطلاعات زیادی از این موضوع نداریم. همچنین یک سؤال مهم دیگر نیز وجود دارد و آن هم این است که چرا بن جوان تر از چیزی است که باید باشد آیا زمان تولد این نسخه بن و دیگر اعضای خانواده تفاوت دارد یا موضوع چیز دیگری است سوالی که قطعا پاسخ آن بسیار مهم است. همچنین برخی این اعتقاد را دارند که شاید ما درواقع به دنیای موازی سفر کرده باشیم که البته نمی توانیم فعلا خیلی این نظریه را جدی بگیریم. فصل دوم سریال The Umbrella Academy با ایجاد سوالاتی متعدد به کار خودش پایان داده و درواقع باید برای رسیدن به جواب بیشتر این سوالات تا شروع فصل سوم صبر کنیم و ببینیم که چه چیزی واقعا باعث شده تا سال 2019 تغییر کند و قهرمانان سریال باید با چه چیزی درواقع مواجه شوند؛ فصلی که قطعا نیاز دارد تا از فرمول متفاوت تری نسبت به دو فصل اول بهره ببرد و روند دو فصل گذشته را تکرار نکند.

پنج نوع کرم داره ک‌من فقط عسلش و‌استفاده کردم

همچنین شخصیت هارلن را نیز داریم که با قدرت وانیا زنده شد و سؤال این است که نقش او در آینده سریال چیست هارلن قدرتش از بین نرفت و می دانیم که او بخشی از متولدین یک اکتبر هم نیست و قدرتش را ظاهرا از وانیا دارد، اما چرا وانیا نتوانست قدرتی که در هارلن بود را باز پس بگیرد آیا هارلن قرار است نقش مهم تری در آینده سریال داشته باشد یا حتی شاید شاهد متحد شدنش با لایلا باشیم. در هر حال فعلا می دانیم که شخصیت هارلن به همراه مادرش به لس آنجلس رفته و اینکه هنوز قدرت هایش را دارد، قدرت هایی که البته ما را به یاد قدرت های شخصیت فیلم Brightburn نیز می اندازد و شاید هم شاهد اتفاقی مشابه باشیم! با اینکه متوجه شدیم بن به نحوی به دنیای دیگر رفته، اما در پایان سریال کاملا شوکه شدیم. نمی دانیم که اعضای خانواده هارگریوز چه تغییری در خط زمانی داده اند، اما در پایان فصل دوم دیدیم که نه تنها بن زنده است، بلکه آینده نیز تغییر کرده و رجینالد نیز هنوز خودکشی نکرده است و البته شخصیت های دیگری نیز حضور داشتند که نمی دانیم همان اعضای اصلی خانواده هارگریوز هستند یا رجینالد در این خط زمانی بچه های دیگری را به فرزند خواندگی قبول کرده است.

شماره شش/هارر یا همان بن هارگریوز: ?♨️مشکل خارش و خشکی زیاد پوست رو حل میکنه و سددفاعی پوستو تقویت میکنه و یک گزینه عالی برای فصلای سرد سال هم محسوب میشه؛

.

هرجا به جز اینجا:

از آنجایی که اختاپوس ها در شرایط پراسترس خودشان را می خورند، این تئوری هم وجود دارد که او به این شکل یا خودکشی مرده باشد. بن به صورت فیزیکی می تواند با کلاوس ارتباط برقرار کند و برای مدتی توانایی خود را در اختیار او قرار دهد. اینگونه نشان داده شده که بخشی از سینه او، جایی که هیولا در آن نگه داری می شد، حالا تبدیل به یک حفره شده است. همین نکته که بن به آن اشاره کرده بود و همچنین صحنه ای که در ادامه قسمت نشان داده شد، اعلام می کند که این هیولا از بعد خود فرار کرده است.

او توانایی این را دارد که با استفاده از ویولن خود، موج های نابود کننده ای از نیرو را آزاد کند؛ این موج ها آنقدر قدرتمند هستند که می توانند گلوی یک نفر را ببرند یا یک ساختمان کامل را با استفاده از تنها یک نوت نابود کنند. وانیا بعد از آزاد کردن قدرت های خود، کاری کرد که کانداکتور به قتل برسد و بعد به عمارت هارگریوز رفت و آن را نابود کرد؛ پوگو هم در همین حین جان خود را از دست داد. در طی نبردی که وانیا با خواهر و برادران خود داشت، درحالی که حواسش به خاطر کلاوس پرت شده بود، از ناحیه سر توسط شماره پنج مورد اصابت گلوله قرار گرفت. البته این اتفاق در نسخه نتفلیکسی به شکل دیگری نشان داده شده بود.

یک پیشنمایش اینترنتی در تاریخ 2 نوامبر سال 2006 در وبسایت دارک هورس منتشر شد. این داستان توسط دن جکسون رنگ آمیزی و توسط جیسون وام حروف گذاری شده بود. این داستان بخشی از مجموعه Apocalypse Suite محسوب می شد. در این داستان کوتاه تنها دو شخصیت اصلی حضور داشتند؛ سیانس که به عنوان یک بزرگسال ظاهر شده بود و شماره پنج. در این دوران، فایو در طی مدت کوتاهی یک وسیله مخصوص سفر در زمان را روی سیانس آزمایش کرد و به صورت تصادفی او را به اواسط انقلاب فرانسه فرستاد. خوشبختانه او در عرض چند لحظه توانست به خانه و زمان حال بازگردد؛ آن هم اطلاعات کاملی نسبت به فرانسه. این ماشین سفر در زمان باعث شد تا سیانس برای مدت کوتاهی زندگی یک فرمانده نظامی فرانسه را تجربه کند.

کرم مرطوب کننده و ابرسان ماسینیکس ✅خیلییی سریع جذب میشه و چندثانیه اول روی پوست حالت خیسی داره

زیرا هیزل و چاچا، با شلیک گلوله ای در ناحیه سر، سیانس را به قتل رسانده بودند؛ اما پیش از آن به سلاح های هسته ای رجینالد هارگریوز دسترسی پیدا کرده بودند. سیانس خودش را در بهشت دید و در آن جا با خدا برخورد کرد؛ کسی که به عنوان یک کابوی غول پیکر ظاهر شده بود. خدا از او خوشش نیامد و به سیانس گفت که لوسیفر هم او را دوست نخواهد داشت. به همین ترتیب هم سیانس مجبور شد تا دوباره به زمین بازگردد. او حالا مجبور بود که درست مثل یک مرد انتقام خود را بگیرد. اسپیس بود زمانی به مخفیگاه رسید که با بدن سیانس برخورد کرد. در همان لحظه هیزل و چاچا جریان برقی به او وصل کردند و سیستم های او را از کار انداختند.

از آنجایی که «دکتر ترمینال» در زمان کودکی دست چپ آلیسون را خورده است، او از یک دست سایبرنتیکی استفاده می کند. در خط داستانی رویداد Dallas، زمانی که او برای صدای خود تحت عمل جراحی قرار گرفت، دست او دیگر همانند قبل که مکانیکی بود، عمل نکرد و این نشان می داد که دست او بهبود پیدا کرده است. در طی رویدادهای Apocalypse Suite، گلوی آلیسون توسط خواهر او یعنی وانیا (به عنوان ویولن سفید) بریده شد؛ او این کار را کرد تا آلیسون از قدرت خود استفاده نکند. آلیسون توسط لوثر نجات داده شد اما به او گفتند که او دیگر نمی تواند صحبت کند. در نتیجه، او مجبور شد که به واسطه یک صفحه یادداشت ارتباط برقرار کند.

به همین دلیل فک نکنم پوستهای چرب باهاش مشکلی داشته باشن قطعه آخرالزمان:

بدن او در زمان گیر افتاده بود و نمی توانست پیر شود؛ همان طور که معاینات پزشکی هم اثبات می کردند که هیچ علامتی از رشد یا مرگ در او دیده نمی شود. در نسخه نتفلیکسی، بدن فایو بعد از بازگشت به همان شکل 13 ساله ی خود به صورت عادی رشد می کرد. همین اتفاق هم باعث شد تا فایو «دوباره دوران بلوغ» را پشت سر بگذارد. فایو ادعا می کرد که از آینده نزدیک تک تک اعضای آکادمی خبر دارد و می داند که ارتباط هر کدام از آن ها با آخرالزمان به چه صورت است. او درحالی که در تلاش بود تا به گذشته بازگردد و به برادران و خواهران ناتنی خود در رابطه با آخرالزمان اخطار دهد، با Temps Aeternalis همکاری کرد.

ولی برای من اوکیه وقتی میزنم پوست دستم و قشنگ نرم میکنه

یک کارآفرین ثروتمند و دانشمند مشهوری که سرتاسر دنیا او را می شناختند. او به خاطر کارهایی که در پیشرفت مغزی شامپانزه انجام داده بود، موفق به دریافت جایزه نوبل شد. رجینالد هارگریوز همان کسی بود که گروه آکادمی آمبرلا را تأسیس کرد. سر رجینالد فرد فوق العاده خونسرد و بی احساس است. او با کودکانی که تحت سرپرستی داشت، بد رفتاری می کرد و برخی اوقات هم حتی به خاطر منافع شخصی خودش، روی آن ها آزمایشاتی را انجام می داد. او اصلا دوست نداشتند که این کودکان بیچاره او را با نام پدر صدا بکنند و از آن ها خواسته بود که با همان نام مستعار مانوکل او را مورد خطاب قرار دهند. مانوکل زمانی که می خواست با فرزندان خود صحبت کند، با اعداد مخصوصی آن ها را مورد خطاب قرار می داد. در حقیقت این اعداد براساس کارآمد بودن آن ها انتخاب شده بود و میزان مفید بودنشان را نشان می داد و هیچ ارتباطی با توانایی های مخرب بودنشان نداشت.

فایو مطمئن شده بود که با کشته شدن کندی، هارگریوز هیچوقت سلاح های هسته ای را دریافت نکرده بود. رئیس او که یک ماهی قرمز بود، به همراه بستنی ظاهر شد. او را تغذیه کرد و بعد هم این ماهی قرمز را خورد. سیانس با اعلام اینکه دیگر کاسه صبرش لبریز شده، به یک رستوران رفت. اسپیس هم طبق عادت به یک جنگل رفت. در پایان این خط داستانی، رومر و وانیا با هم آشتی کردند.

دالاس: چون بنظرم چیزی ک همه جا هست خیلی بیشتر به نقد احتیاج داره تا بدونید ارزش خرید داره یا نه کرم مرطوب کننده و آبرسان آمبرلا

. تونر فوم شست و شو کرم مرطوب کننده کلاژن ساز سی سی کرم لوسیون مرطوب کننده بیواکوا

.

.

?مناسب پوستای خیلی خشک و آتوپیک،خشک و نرماله، البته این سایز بزرگش برای همه به عنوان یه کرم دست عالی یا حتی لوسیون بدن قابل استفادست؛

همچنین بازگشت شخصیت هندلر نیز شاید در ابتدا کمی عجیب و غیر منتظره باشد، اما باعث شد تا آرک داستانی این شخصیت تکمیل شود و این شخصیت شرور به چیزی که حقش بود، برسد و دیگر برای حضور کمرنگش در فصل اول گلایه نکنیم. بااین حال، شخصیت های جدیدی نیز در فصل دوم حضور داشتند.  شخصیت های جدید مثل ریموند بیشتر نقش جلو بردن داستان را داشتند یا شخصیت سیسی با اختلاف ضعیف ترین شخصیت جدید سریال است که تحمل حضور وی در هر صحنه بسیار سخت است و درواقع امیدواریم اگر فصل سوم ساخته شود، شاهد بازگشت وی نباشیم، اما لایلا شخصیت برجسته و مهم جدیدی است که نه تنها شاهد بازی خوبی از ریتا آریا هستیم، بلکه به یکی از ستارگان سریال تبدیل شده و دوست داریم در آینده بیشتر از وی ببینیم؛ مخصوصا که این شخصیت به یکی از تئوری های اصلی سریال نیز پاسخ داد و به نظر می رسد که می تواند آینده خوبی در اتفاقات آینده سریال داشته باشد. آرک داستانی لایلا که با دیگو (و البته نامبر فایو) گره خورده، آرک مرموز و جذابی است که سریال هر لحظه بخشی از آن را بازی می کند و در پایان متوجه اهمیت این شخصیت در اتفاقات فصل دوم و احتمالا فصل سوم می شویم.

بعد از این اتفاقات، آلیسون به همراه دیگر اعضای خانواده مجبور شدند که در پناهگاه زیر خرابه های آکادمی زندگی کنند. در همین حین، آلیسون، وانیا را که تا حدودی دچار فراموشی شده بود و دیگر قدرت قبل را نداشت، شکنجه داد و مجبورش کرد که آن اتفاق را به یاد بیاورد و دوباره زندگی کند. البته بعد از عمل جراحی ای که آلیسون داشت، بالاخره احساس پشیمانی کرد و حس هایش نسبت به خواهر خود بازگشت و دیگر در طی درمان جسمی او، از وانیا حمایت می کرد.

ادامه نقد بخش هایی از داستان و همچنین پایان بندی فصل دوم سریال The Umbrella Academy را برای شما فاش می کند

?باید بگم که بیشتر مرطوب کنندست و باید زیرش آبرسان مصرف کنین، کار مرطوب کنندگی رو عالی انجام میده و تا چندین ساعت احساس نیاز به تمدید ندارین شاید روزی یکبار هم کافیتون باشه؛

ارزان ترین قیمت کرم مرطوب کننده آمبرلا مدل انجیر حجم 250 میلی لیتر در بین فروشگاه های اینترنتی ایران و قیمت جهانی محصولات برای مقایسه